چه بخواهیم چه نخواهیم “ژیان” بخشی از خاطرات زندگی ماست. ژیان که به قولی پدر بزرگ “زانتیا” محسوب میشه برای خودش دورانی داشته . ارابه ای که مثه کالسکه نرم و راحت بود و معروف بود به خاطر سیستم فنری خودش هیچ وقت “چپ” نمیکنه. پشت ژیان نشستن تقریبا تو جامعه ما یه افت محسوب میشد ولی حداقل برا من یکی رانندگی با ژیانی که از دائیم دزده بودم توام بود با شادی و خنده و خاطرات خوش.
به هر تقدیر ژیان پدیده ای در حال انقراض است وبه نظر من تهیه یه مجموعه عکس از یک موجود در حال انقراض یا به قولی “زیر خاکی” کار جالبی بود. با تمام این مسائل من برای تهیه این مجموعه سعی کردم از تمام منابع موجود (حدودا چهارهزار عکس ) استفاده کنم و گمان میکنم مجموعه نسبتا خوبی از نوع خودش باشه.

این عکسها رو میتونید لا به لای این عکسها پیدا کنید











2007-12-18 در t 12 |
salam
matlabe jalebi bood
shad o pirooz bashi
2007-12-18 در t 12 |
درود
بابا این کاره.
جالب بود
موفق باشید
2007-12-18 در t 12 |
سلام. من وبلاگ شما را از بالاترین پیدا کردم. می خواستم در بالاترین عضو شوم و مثل این که باید از یکی از اعضا دعوت نامه داشته باشم. می خواستم خواهش کنم که شما برایم دعوت نامه بفرستید. ممنون می شوم.
2007-12-18 در t 12 |
سلام پرواز جان .
خیلی دوست دارم یکی از اینا داشته باشم ؛)
2007-12-18 در t 12 |
من يكبار سوار ژيان شدم
اينقده تند ميرفت احساس مي كردم الانه كه خودش پرت بشه بيرون از جاده
ولي خيلي با حال بود
2007-12-18 در t 12 |
دوست گرام، وب نوشت توازن، عیدی من به شما اگر قابل بدونید این است: تصویر نوشته ساقیا… را برای احترام به عید بهاری در سایت یا وبلاگ خود قرار دهید.
لینک پست: http://sinac.wordpress.com/2008/03/20/
لینک تصویر: http://sinac.files.wordpress.com/2008/03/7seen-sinac1.gif
2007-12-18 در t 12 |
سلام تينا جان سال نو مبارك
2007-12-18 در t 12 |
نسیم مهربان عشق می وزد و بوی خوش سبزی و طراوت فضا را پر می کند،زندگی دوباره جاری می شود و زمین باز هم نفس می کشد و حیاتی نو را آغاز می کند.حیات سبز ،سرشار از تازگی و شروع دوباره می شود و غنچه ها با ناز ،گلبرگ هایشان را باز می کنند و کلبه های خاموش کشتزارها رونقی دوباره می گیرند.بوی بهار همه جا را عطرآگین می کند و یاد عاشقان در سراسر این سرزمین دیرین گسترده می شود.
بهار نرم نرمک می آید و شور و حال دیگری در دل طبیعت شیدا آغاز می شود.سالی جدید و باز هم تکراری شیرین،عید،سنت و آیین باستانی،سفره های گسترده نوروزی،چهره های آشنا،دعا و نیایش اول سال الهی،حول حالنا الی احسن الحال…دوستان کنار هم،با قرآنی که سمبل باورهای مشترک است نجوا می کنند،و می خواهند از خدای خوبی که با آن هاست،از خدایی که مهربان است؛از عمق وجود می خواهند:الهی…سعادتی بیشتر…روزهایی بهتر،آرامشی دیرپاتر…ناگهان شمیم عطری آشنا مشام را می نوازد…بوی معرفت دوست می آید…آنکه آمد تا زيبايي و زندگي بياموزد و حياتي جاودان به انديشه ي بشر بخشد…نوروز و بهار طبیعت عطراگین با زاد روز رسول گل و نور و عشق حضرت محمد مصطفی “صلی الله علیه و آله و سلم”و صادق امت و احیاگر دین و علم مبارک باد…
تینای عزیزامیدوارم سال خوشی را درکنار خانواده و دوستان سپری کنید..عذر از تاخیر در تبریک به علت سفر…همواره سالم، موفق،پیروز و سربلند باشید…
ارادتمند …یا علی
2007-12-18 در t 12 |
سلام تینا جان. به بازی مشاعره نوروزی دعوت شدی:
http://faryad.wordpress.com/2008/03/27/moshaereh/
2007-12-18 در t 12 |
سلام
از بالاترین میام
البته ژیان نمیخوام.
تبریک سال نو و یک دوستی ایرانی
2007-12-18 در t 12 |
سلام بر همه دوستان. spano alen سیروس احسان گلم آرسین گل فرزاد و نصور عزیز سال نو بر همه مبارک. در پناه خدا سالم و پیروز و سرافراز باشید
2007-12-18 در t 12 |
سلام تینا جان خیلی وقته خبری ازت نیست کجایی
حالت خوبه ؟
2007-12-18 در t 12 |
سلام
ممنون از پستت.