عکسهایی از جانبازان شیمیایی جنگ ایران و عراق

By تینا

حرفهای عبداللطیف عبادی دوست خوب بالاترینی بد جور تکونم داده بود. بغض گلومو گرفته بود. کاری نمی تونستم بکنم جز اینکه حرفهای عبد الطیف رو چند بار در پس ذهنم مرور کنم وقتی  در یکی از لینکهایم  در مورد پدر شهیدش میگفت:من می خواستم …بگویم که پدرم برای زنده ماندنش چه کشید اما دلم نیامد خاطرتان را ناراحت  کنم . فقط همین را می گویم که در اول آرزویی جز بهبودی و درمانش نداشتیم اما وقتی مرد که آرزویی جز مردنش نداشتیم . دعایش این بود که بمیرد و راحت شود و راحت شویم . تیغ جراحی شرم داشت از پاره پاره کردن مدام جسم نحیفش . قرصها را مشت مشت می خورد و از شدت درد کاسه کاسه اشک می ریخت . غده هایی که هر روز بیشتر و بیشتر می شدند دهانش را بسته بودند . با نگاهش به ما از زنده ماندنش و عذابی که دچارش شده بودیم اظهار شرمساری می کرد اما نمی مرد . اخرش آرام گرفت و روی قبرش نوشتیم اینجا مزار جانباز عبدالحسن عبادی است . همین .

این مجموعه عکسهایی از جانبازان شیمیایی هشت سال جنگ ایران و عراق است. عکسهایی از همرزمان شهید عبد الحسن عبادی ، همانانی که نفس آسوده نمی کشیدند تا ما آسوده نفس بکشیم

یک جانباز شیمیایی در اصفهان بعد از رادیوگرافی از ریه (منبع)

جانباز شیمیایی مهدی اصغری به همراه همسرش در بیمارستانی در اصفهان(منبع)

عکس دیگری از همان جانباز (منبع)

یک جانباز شیمیایی در بیمارستانی در اصفهان (منبع)

جانباز شیمیایی نادر رضایی در بیمارستانی در اصفهان (منبع)

عکس دیگری از همان جانباز به همراه همسرش (منبع)

فایق فلاحی جانبازی از کرمانشاه (منبع)

عکسی از همان جانباز در کنار همسرش (منبع)

جانباز محمد سعید قربانی (منبع)

نمی دونم شاید این جانباز پدر یکی دیگر از عبداللطیف ها باشه

مجموعه عکس متعلق است به Reuters Pictures


14 نظر to “عکسهایی از جانبازان شیمیایی جنگ ایران و عراق”

  1. Admin می گوید:

    همیشه این تصاویر تکان دهنده اند.
    هرچند تصاویر بسیار تکان دهنده ی دیگر نیز می توان داشت …
    احساس خجالت از یک مرد و خانواده اش …
    احساس نفرت از آنکه باعث و بانی اش شد …

  2. داداشی می گوید:

    خیلی متن مختصر و قشنگی بود

  3. آرش شفاعي می گوید:

    عكسها به زيبايي سخن مي گفتند از صلابت و مظلوميت

  4. sirous می گوید:

    سلام
    تینا
    ………
    با نگاهش به ما از زنده ماندنش و عذابی که دچارش شده بودیم اظهار شرمساری می کرد اما نمی مرد . اخرش آرام گرفت و روی قبرش نوشتیم اینجا مزار جانباز عبدالحسن عبادی است . همین .

  5. srrow می گوید:

    واقعا این تصاویر تکان دهنده هستند تا کی می خوام بی توجه از کنار همچین افرادی بگذریم افرادی به قول خودت ( نفس آسوده نمی کشیدند تا ما آسوده نفس بکشیم ) واقعا متاسفم ولی تاسف من امسال من به چه کار این انسانهای بزرگ میاد . نوشته زیبایی بود .

  6. majid می گوید:

    سلام ابجی تو بالاترین دیدم نوشتی من اهوازی هستم خیلی خوشحال شدم همشهری پیدا کردم تو بالا ترین ما کوچیکتیم بیا سر بزن به ما به امید موفقیت بیشتر شما

  7. Mahdi می گوید:

    سلام . بلاگ خیلی خوبی داری.

  8. badahwazi می گوید:

    سلام تینا جان من تازه با وبلاگت آشنا شدم فکر کنم بدونی از کجا آشنا شدم همشهری
    به هر حال وبلاگتو به دوستام معرفی میکنم ولی فکر نمیکردم اینقدر جنگ توش باشه

  9. محسن می گوید:

    سلام
    ای کاش میشد ذره ذره وجودم را نثار اون عزیزانی کنم که سلامتشون را برای آزادی ایران عزیز از دست داده اند
    جز احساس شرمساری در مقابل این دلاوران چه میشود کرد
    محسن/آلمان

  10. عباس می گوید:

    برای امثال من که از نزدیک شاهد تلخیها و فجایع جنگ بوده ایم زنده ماندن ودیدن جفاکاری نارفیقان و نامردمان و میراث خواران خون شهدا از روزی صد بار مردن بهتر است – باز هم ایوالله به مرام و معرفت شما – یا علی

  11. رویا می گوید:

    سلام

    واقعا بعد ما باید جواب جانبازان عزیزمان را چی بدیم

  12. قریب می گوید:

    فدای این نور چشمی های خدا…

  13. بهنام می گوید:

    دربرابر اين عزيزان سر تعظيم فرود مياوريم و فراموش نخواهيم كردكه آنها جواني و سلامتشان را فداي ما كردند.خداياسلامتي و عمر با عزت به اين عزيزان عطا بفرما.
    همشهري يه سري به ما هم بزن. شما را لينك كرديم.
    بهنام
    تینا: ممنون دوست عزیز. پاینده باشی

  14. حاج احمد رودباری می گوید:

    بسمه تعالی
    روزی برسد خیلی ها باید جواب بی مهری به جانبازان وایثارگران را باید بدهند

يك پاسخ برايش بگذاريد