اولین مجله ایرانی “فلاحت” ، که برای اولین بار در سال یکهزار و سیصد و سیزده قمری توسط اداره فلاحت (کشاورزی) وقت در دوران زمامداری قاجارها پای به دنیای مطبوعات ایران نهاد، فقط نام اولین را یدک کشید. بی شک اولین مجله ای که مورد توجه عام و خاص قرار گرفت مجله “اطلاعات هفتگی” بود که اولین شماره اش به سردبیری ” زنده یاد احمد شهیدی” در نوروز سال یکهزارو سیصد و بیست شمسی به قیمت دو ریال منتشر شد. اطلاعات هفتگی مجله غیر سیاسی و مصور بود که به دلیل وجود نگاه غیر حرفه ای در بین اهالی مطبوعات نوعی مجله زرد محسوب میشد. روند رو به رشد تیتراژ در مجله اطلاعات هفتگی تا سال چهل شمسی ادامه داشت تا اینکه به دنبال یک سری جنگ قلمی بین دو نشریه وزین کیهان و اطلاعات بر سر تیتراژ، مجله “زن روز” به مدیریت فروغ مصباح زاده و سردبیری “مجید دوامی”انتشار و بر صفحه روزنامه فروشیها در می آید. با انتشار مقاله هایی از هر دو طرف از جمله مقاله “اشتباه است” و “اشتباه نیست” جنگ به اوج میرسد. بالاخره با پا درمیانی “اسدااله علم” و چند تنی دیگر، با مقاله”عده ای به ما میگویند به این مبارزه خاتمه دهید” تنش فرو کش میکند. از آن به بعد مجله زن روز با برگزاری مسابقه “دختر شایسته” میدان را در دست میگیرد. هر چند این میدانداری با مخافت محافل سنتی و مذهبی روبرو شد. اوج این مخالفتها در سال پنجاه و هفت بود که فرهنگ رایج به دلیل عقاید ضد اسلامی به چالش کشیده شد تا جایی که دامن هر دو نشریه مذکور را گرفته و نهایتا فتوی مفسد فی الارض بودن مجید دوامی توسط “خلخالی”صادر میشود.
پی نوشت:
در زمستان 1340 طی بازدید دانشجویان دانشکده بازرگانی تهران از روزنامه اطلاعات و جلسه پرسش و پاسخ با مدیرمسوول که در سالن کنفرانس موسسه برگزار شد، «عباس مسعودی» درباره تیراژ اطلاعات اعلام کرد که از روزنامه کیهان جلوتر هستند و همین جرقهء اولین جنگ قلمی را زد. سرمقالههایی با عنوان «اشتباه است» و «اشتباه نیست» به ترتیب در روزنامه کیهان و اطلاعات نوشته و پاسخ داده شد و در نهایت حرف به جایگاه رسید. در آن زمان اطلاعات متهم به حمایت از سوی دربار بود و از این بابت کیهانیها نوشتند: «افتخار میکنیم که در پیدایش کیهان همه طبقات و افراد مردم ایران از شخص اول مملکت تا افراد عادی شریک و سهیم بودند. هدف این است که تیراژ کیهان را در بیستمین سال انتشار (سال بعد یعنی 1341) به دویست هزار برسانیم.»
عباس مسعودی در جواب نوشت: «ما از خدا میخواهیم به این تیراژ برسید و جواب ما این نبود. ما نوشتیم چاپخانه و سازمان کیهان با هزینه دربار صورت گرفت و جواب دادید به شرکت سهامی شخص اول تا فرد عادی و این جواب ما نبود!» به هر حال این نوشتنها و پاسخها به جاهای باریک و اطلاعات آماری رسید و در آن همدیگر را متهم به جعل اخبار کردند و نمونهها آوردند که خبرها را از اخبار یکدیگر جعل و به صورتی دیگر نقل کردهاند. این ماجرا در بهمنماه همان سال (1340) با پادرمیانی «امیراسدالله علم»، «زینالعابدین رهنما» و چند نفر دیگر از رجال مطبوعاتی فروکش کرد و طی سرمقالههایی با عنوان «عدهای به ما میگویند به این مبارزه خاتمه بدهید» به پایان رسید و مدیران هر دو روزنامه با هم ملاقات و آشتی کردند.(منبع)









2007-12-18 در t 12 |
سلام. عجب کند و کاو جدی یی. ممنون تینا جان.
توازن:سلام گلم. لطف داری همیشه به من
2007-12-18 در t 12 |
مرسی جالب بود من گه رفتم به اون قدیما ها ها
عرفان جان خیلی چاکریم این فیلتر من و دیونه کرده نمی تونم بیام وبلاگت فیلترشکن ای م که دارم دیگه کار نمی کنن نمی دونم چرا !!!
توازن: سلام جوجو جان.ممنون از لطفت
2007-12-18 در t 12 |
سلام تینای عزیز؛ جالب بود پس کیهان از اون موقع ها هم وابسته به حکومت بوده
توازن:سلام گلم. تقریبا میشه این طور گفت
2007-12-18 در t 12 |
انصافن یه دست مریزاد داشت جمع اوری این عکسا. خوشم اومد. همش خاطرس.
2007-12-18 در t 12 |
سلام تینا من الان یه کافی نتم این کافی نت وبلاگت رو بدن فیلتر نشون میده
تینا:ممنون گلم. خوشحالم کردی
2007-12-18 در t 12 |
تینا خانم فیلتر نیستی ولی تو ایران بعضی ای اس پی ها ورد پرس رو فیلتر کردن برای مشتری هاشون
تینا: دستت درد نکنه. همیشه خوش خبر باشی. راستی ازت بیخبر بودم. خوش شد که یه سری به ما زدی. ممنون
2007-12-18 در t 12 |
ملت می نویسند تینا و شما پاسخ می دهید توازن


سلام توازن عزیز.
با این پستت نمی دونی منو تا به کجا بردی؟
زن روز،دختران پسران،سپید و سیاه و ……
هیچوقت مثل الان در فکر شکم چرونی نبودم و بیشتر وقتا پول های تو جیبیم صرف خرید کتاب و مجلات منتشره در زمان قبل و بعد از انقلاب می شد و صد افسوس که اوایل انقلاب بخاطر پافشاری یکی از همرزمان شهید دکتر چمران ” خدا بیامرزدش ” بنام شهید رضا شریفی که از بستگان پدری بود،در روز چهارشنبه سوری آتش زدیم و از رویش پریدیم
پ . ن راستی جواب کامنت رو بخونی خواهی دید که به بازی جدید دعوت شدی
متشــــــــــــــــــــــکرم.
تینا: سلام بر عمو گجموی گل. ممنون از لطف شما. شما همیشه به من لطف دارید
2007-12-18 در t 12 |
بالای اون عکسی که هایده و مهستی دارند از روی آتش میپرند باید مینوشتی : چهار شنبه سوری در جهنم.
تینا: شاید هم در بهشت برین
2007-12-18 در t 12 |
درود بر آبجی تینای نازنین

عالی بود رفیق این پست. خیلی حال کردم. چه خوش بودند ملت یه روزگاری که غم نان اینهمه عرصه را تنگ نکرده بود
تینا: سلام بر آریو برزن بزرگ. حق با شماست روزهای خوبی بود که از دست رفته