چکش عشق

این قطعه شعر ، 18 سال پیش در فضای سنگین کلاس درس زمین شناسی ایران در حضور استاد بزرگوارم «سید علی آقانباتی» که هر کجا هست خداوند یارش، سروده  شد.  راستش نمیدونم چرا بعد از سالها این شعر دوباره به خاطرم اومد.نمی دونم شاید  دلیل اصلیش درد دلهای» یک کاربر قدیمی بالاترین» بود که توی یه نامه برام نوشت:» ایکاش بالاترین فرصتی دوباره بهم میداد تا به دوستانم بگم دوستتون دارم». به خودم گفتم این قطعه شعر رو بذارم تو وبلاگ، شاید درد دل دیروز من، حرف حال امروز دوستم باشه و فرصتی رو ایجاد بکنه برای گفتن دوباره» دوستتان دارم».

چکش عشق

می روم از بـَرِتان

به خدا خسته ام از درس «زمین»

به خدا رسته ام از نام زمین

هر چه از» سنگ»» شنیدم کافیست

هر چه بر سنگ خزیدم کافیست

نه دگر طاقت ماندن دارم

نه دگر طاقت مانوس شدن با «کانی»

همه نوع سنگی را من در اینجا دیدم

دل سنگی هم بود

آدم سنگی هم به فراوانی بود

می روم از بـَرِتان

جلویم «سد» نکنید

فکر قلبم باشید

به خدا  کوه » گسل» می خورد از دست شما

به خدا سنگ کمر می خمد از رسم شما

می روم از بـَرِتان….

 دگر این رسم من است

هر که قلبش سنگیست

«چکش عشق» بر آن می کوبم

و در این خلوت پایان کلاس

قلبم از عشق به خروش آمده باز

و چنین ثبت کند بر ورق «لرزه نگاشت»

«همکلاسی دوستت خواهم داشت»

«همکلاسی دوستت خواهم داشت»

6 پاسخ to “چکش عشق”

  1. شاهين Says:

    سلام
    منم زمين شناسم… مي فهمم چي ميگي…. موفق باشي

  2. سیروس Says:

    تینا میدونی مطالبت و عکساهای که انتخاب می کنی همه رو ادم تاثیر میزاره

  3. تولتک Says:

    سلام. شعرت زیبا و تکان دهنده بود. ناخودآگاه یاد این شعر از حسن صلح جو افتادم:
    … من فقط جاده ام

    یعنی پی خودم می روم که جایی دور گمش کرده ام

    و جزای جرمم، تبعید به جزیره های بی جایی ست

    جان مرا نه خوابی هست نه جان پناهی

    نه جای سکون و نه میل ماندنی

    بینوا گم شده ای پر از رفتن و آمدنم

    و رازم را تنها رانندگان بیابانگرد

    و مسافران جلای وطن کرده می دانند

    هرجا هستی موفق باشی.

  4. پرواز Says:

    سلام سیروس جان اینجا تو دیار غربت داره بارون میباره: ببار ای بارون ببار. ..با دلمون گریه کن خون ببار…به سرخی لبای سرخه یار…

  5. پرواز Says:

    ممنون تولتک عزیز از لطفت.

  6. مولازاده Says:

    ؟دوست عزبز بعد از سالها دوباره مرا به یاد فضای دانشگاه انداختی . هنوز این شعررو شعری که در سمنان برایم نوشتی را دارم. الان کجایی و چه می کنی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: